آرينآرين، تا این لحظه: 11 سال و 3 ماه و 17 روز سن داره

یک بابای خوب یک مامان دوست داشتنی

8 هفتگی پسر گلم....

سلام بابایی به مامان ملیحه دکتر 10 روز استعلاجی داده تا استراحت کنه و مدرسه نره - شبها مامان ملیحه خیلی پا درده و اسپاسم عضلانی شدید داره و خودش میگه مثل معتادها پاهام گزگز می کنه - الان تو حدوداً 8 هفته که در دل مامان جونت جا خوش کردی و اندازه یک لوبیای قرمز درشت شدی - همه چی این بیرون مرتبه و همه منتظرت هستند گلم - راستی مامان جونت گیر داده اگه پسر بود اسمت رو بگذاریم آرمین و اگه دختر بودی بهار و منم می گم اگه پسر بودی متین و اگه دختر بود نفس - حالا خدائیش خودت کدوم اسم رو ترجیح میدی؟    من می دونم که الان داری می گم چقدر بابا جونم خوش سلیقه است :) خیلی دوست دارم بابایییییییییییی
29 آبان 1393

بستری شدن مامان ملیحه در بیمارستان

دیشب رفتیم دکتر از ساعت 4 بعد از ظهر تا 10 شب معطل بودیم - انقدر که مریض زیاد بود - دکتر وقتی نتایج آزمایش ها رو دید گفت یکم فشار مامان ملیحه بالاست .  چون حالت تهوع زیادی داشت و همراه با خون بود گفت باید بستری بشه - همون شب رفتم بیمارستان امیر المومنین بستریش کردم و مامان مریم هم پیشش موند تا  صبحش - راستش از دیشب تا حالا مامانت رو ندیدم دلم واسش تنگ شده ...
22 آبان 1393

بگو چی صدات کنم .... تو که از گل بهتری

هنوز  نه به باره نه به داره اسمش عمو یادگاره............. عزیزم هنوز معلوم نیست پسری یا دختری ..... من و مامان جونت داریم در مورد اسمش صحبت می کنیم من هم رفتم همه اسمهای ثبت شده تو ثبت احوال را سرچ کردم و یک لیست دادم دست مامان ملیحه گفتم اسم بهتر از اینها باشه .... اما بین خودمون باشه نظر او هم قشنگه و اما اسمها من میگم اگه پسر بود : متین یا عارف یا عاصف یا حیدر یا سالار یا آیت یا او می گه اگه پسر بود : آرمین من میگم اگه دختر بود : نفس یا رز یا رژین یا یاس یا هلن او میگه اگه دختر بود :  غزل یا بهار هنوز که به توافق نرسیدیم راستی  نظر همه دوستانی که این وبلاگ را می بینند تا زما...
20 آبان 1393

هنوز نیومده همه درگیرتن شدید....

سلام اسم من بابا امین هست و تو الان پیش مامان ملیحه جا خوش کردی. مامان ملیحه معلم پایه سوم و چهارم در روستایی به اسم افتر هست و من کارمند اداره استاندارد..... نمی دونی چه حالیه وقتی به جای امین به خودم میگم بابا امین ..... همه منتظر اومدنتیم.... نشونه هاشو بگم.... من و مامان و بابام  داریم تا می تونیم به مامان ملیحه جونت می رسیم تا به تو و او بد نگذره .... کندر - گوشت - میوه - قرص های تقویتی - تخم کتان و و و و امروز 6 هفته و 2 روزت هست و حدوداً اندازه یک دانه کوچک عدس (با عرض تقریبی 4 تا 5 میلی متر) هستی. قلبت که مرحله تقسیم به حفره های چپ و راست را آغاز کرده و حدود 100 تا 130 بار در دقیقه (تقریبا دوبرا...
18 آبان 1393
1